اين صفحه در بر گيرنده و معرفی کننده فيلم های غير تجاری و، يا به بيانی ديگر، «مستقل» است. زمانی بود که سينمای مستقل را به معنای استقلال از نيروها و نهادهايی که صرفا جنبه های سودجويانه اين صنعت عظيم را در مد نظر دارند و فقط برای بهره وری از نعمات آن به اين هنر می پردازند می گرفتند. تا دهه ۱۹۹۰ ميلادی در آمريکا سينمای مستقل را با فيلم های هنری يکی می دانستند، و برای نشان دادن استقلال و منشا هنری آنها از عبارت Art House استفاده می کردند. ازاستقلال هم استقلال روايی، بينشی و کل فلسفه و جهان بينی ای که از فيلم ساز به تماشاگر منتقل می شود مستفاد می شد.
محصولات سينمای مستقل، برخلاف سينمای هاليوود، و به همين ترتيب برخلاف سينمای فرمايشی و ايدئولوژيک، دربرگيرنده طيف وسيعی از فيلم های سينمايی بود که از لحاظ جغرافيايی هر پنج قاره روی زمين را دربرمی گرفت. محصولات چنين طيف گسترده و متنوعی که از هرلحاظ با يکديگر متفاوت بودند بطوری که نمی شد آن ها را به سادگی در يک طبقه قرار داد و مشخصات واحدی برايشان برشمرد. تنها نکته ای که اين بخش گسترده از سينمای جهان را به يکديگر پيوند می داد همانا اولويت دادن به جنبه های هنری و استقلال روايی بود که غالبا اين سينما را در نقطه مقابل سيستم «ستاره» پروری استوديو های هاليوودی و يا سينمای موسوم به سينمای «متعهد» و ايدئولوژيک قرار می داد.
در ضمن از آنجا که «بهره مادی» و دغدغه گيشه در پيشاروی مقتضيات اين سينما قرار نداشت، طبعا کمک های دولتی بصورت يارانه (سوبسيد)، وام بدون بهره يا با بهره اندک، و جوايز برای ارتقای اين سينما حائز اهميت بود. اين مساله البته هنوز هم در مورد سينمای کشورهای در حال رشد صادق است. بسياری از کشور های جهان از آرژانتين گرفته تا مصر، چين و رومانی تا آمريکای لاتين و سايرين، به اهميت اين کمک ها در توليد و انتشار فيلم های مختص اين سينما پی برده اند که جای خوشوقتی و نيک اقبالی است. اما از آنجايی که از دهه ۹۰ به اين طرف تغييرات جديدی در زمينه حرکت های اقتصادی در صنعت سينما رخ داده اين خصوصيت نيز دچار تحولاتی شده است. به اين ترتيب که استوديوهای بزرگ نظير ديسنی، يونيورسال، پارامونت، برادران وارنر، سونی، و فاکس بسياری از توليدکنندگان فيلم های مستقل در آمريکا را خريداری کرده اند، و اکنون آن شرکت ها به عنوان بخش هنری استوديوهای بزرگ به توليد کمابيش همانگونه فيلم ها مشغولند. مثلا DreamWorks جزيی از پارامونت شده، و SearchLight به عنوان بخش هنری فاکس فعاليت می کند.
به اين ترتيب تعداد توليدکنندگان مستقل بسيار کم شده، و اکنون از تعداد انگشتان دو دست فراتر نمی رود. از اين تعداد می توان از لاينز گيت Lionsgate، و تينکفيلم ThinkFilm نام برد.
کاهش تعداد شرکت های مستقل فيلمسازی يعنی بازار کوچکتر و رقابت سرمايه برای بدست آوردن و ساخت فيلم های هنری و خوب کمتر شده و اکنون سينمای مستقل، دستکم در آمريکا، در معرض خطر از دست دادن هويت مستقل خود است. وقتی استوديوهای بزرگ خود راسا فيلمنامه های هنرمندان مستعد را خريده و سپس دست به توليد فيلم های هنری می زنند، توليدکنندگان مستقل از شانس کمتری برای رقابت در اين صحنه برخوردارند.
تغييری که اين مساله ايجاد کرده اين است که اکنون هنرمندان واقعی مجبورند با دارندگان سرمايه به ترتيبی بسازند. به اين ترتيب هنرمندان مستعد بيشتر از گذشته دغدغه استقلال مالی و کنترل هنری آثارشان را پيدا کرده اند. و در تعريف سينمای مستقل نيز ديگر نمی توان به قيد استقلال مالی زياد پابند بود چون ادغام منافع هنرمند و الزامات بازار مساله استقلال را به قيد مجازی و ذهنی تبديل کرده است.
با اين همه تفاوت های زيادی بين دو نظام توليدی استوديو و سينمای مستقل وجود دارد. از جمله خصوصيات نظام استوديويی نظير آنچه که در هاليوود می بينيم اين است که بودجه تخصيصی فيلم های توليدی از هفتاد ميليون دلار به بالاست، در حاليکه توليدکنندگان فيلم های هنری همواره سعی دارند بودجه فيلم را زير پانزده ميليون دلار نگاه دارند و حداکثر از بيست ميليون دلار ديگر بالاتر نروند. به همين ترتيب هاليوود به طرف فيلم های پر آکسيون کشش دارد و از تمهيدات سينمايی شگرف و پرهزينه بهره می برد در حالی که فيلم های ايندی معمولا بدون آنتريک بوده و از مينيمم تمهيدات سينمايی برخوردار است.
در نظام استوديو کنترل هنری صفراست، يعنی نويسنده و خالق اثر هيچگونه حرف و تاثيری بر چگونگی ساخته شدن فيلم ندارد، در حاليکه در فيلم های Art House کنترل تا حدی دست هنرمند و خالق اثر است. فيلم های هاليوودی با تکيه به ستارگان مشهور ساخته شده و معمولا تمايل دارند با استفاده از نيروی جاذبه ستارگان محبوب مردم دنباله آثار پرفروش را بصورت سريالی يک و دو و سه درست کنند. بازيگرانی که از چنين قدرتی برخوردارند نظير هريسون فورد، مت ديمون، بروس ويليس، و آرنولد شوارتزنگر (هنگامی که هنوز در سينما بود و به حوزه سياست پانگذاشته بود) هرکدام در فيلم های سريالی بزرگی شرکت کرده و فيلم های سريالی شان از اين طريق صدها ميليون دلار فروش داشته است.
در سينمای ايندی شرکت ستارگان پرجاذبه اجباری نيست زيرا در اين سينما کاراکتر و نحوه پردازش و چگونگی تکوين و تکامل کاراکتر در داستان ايجاد کشش می کند؛ در حالی که در هاليوود قدرت کشش ستارگان سنگينی بار توليد را حمل می کند. از آن جا که در هاليوود داستان فورمول وار طی فرآيند خاصی، با فرجام مشخصی، جلوی دوربين برده می شود، يعنی پلان تعيين کننده است، و در سينمای ايندی ديالوگ های بديع تعيين کننده است، پس می توان گفت که سينمای هاليوودی بصری يا ديداری است ولی سينمای ايندی شنيداری است.
به همين ترتيب پرهزينه بودن فيلم و بودجه های سرسام آور اکران عمومی وسيع فيلم های هاليوودی را تقريبا گريزناپذير می کند. اين فيلم ها ابتدا بطور وسيعی در هزاران سالن سينما در سطح آمريکا گشايش پيدا می کنند، و صدها ميليون دلار فروش گيشه در همان هفته های اول امری عادی و مورد نياز است، زيرا بايد بزودی جا را برای فيلم های ديگر خالی کنند، پس در ابتدا با نمايش وسيع آغاز و سپس سطح پوشش رفته رفته باريک ترو باريک تر می شود. اين سير در سينمای ايندی بطور معکوس انجام می گيرد، يعنی فيلم های هنری ابتدا تک و توک اکران می شوند، و در صورت موفقيت، پس از ماه ها از اين جشنواره به آن جشنواره رفتن کم کم وسعت پيدا می کنند. با اين همه اکران فيلم های ايندی هيچگاه به سطح اکران فيلم های موفق هاليوودی نمی رسد.
باز از همين جا می توان نتيجه گرفت که بدليل تفاوت حجم سرمايه گذاری دراين دو نوع سينما، بازاريابی در موفقيت فيلم های هاليوودی حرف اول را می زند، در حاليکه برای موفقيت فيلم های هنری و ايندی تبليغ دهان به دهان و جدی گرفته شدن توسط منتقدين نقش اصلی را بازی می کند. موافقان و هواداران هاليوود اين تفاوت را به اين گونه توجيه می کنند که چون توليدگان فيلم های هاليوود ريسک بزرگی متحمل می شوند، موفقيت نيز به تناسب بيشترو پاداش ريسک هم بزرگتر است. ريسک کم در سينمای هنری نيز توجيه گر پاداش اندک توليد کنندگان است. هواداران سينمای هنری اين طور استدلال می کنند که ميزان موفقيت بايد نه بر اساس ريسک بلکه بر اساس نوع پيام تعيين شود. پيام سينمای هاليوود غير اصيل است در حاليکه سينمای ايندی به طور معمول پيام های اصيل و حرف های بديع برای مخاطبانش دارد. به اضافه اينکه اکثر فيلم های پرفروش هاليوود از درآمدهای جنبی نظير فروش عروسک های سوپرمن، بتمن، و امثالهم و کارتون و لباس و ماسک های قهرمانان اين گونه فيلم ها نيز برخوردارند در حاليکه فيلم های ايندی درآمد جنبی ندارند. صحبت در اين مورد به درازا کشيد...
به هرحال، کوشش شده است فيلم های مستقل و هنری تمام کشورها در اينجا، با شرحی کوتاه و درج قطعه عکسی مناسب، معرفی شوند. برای کامل کردن اين آرشيو به کمک همه بينندگان اين سايت نياز هست. مطالب (تايپ شده به فارسی) و عکس های مربوطه را به آدرس ankbut در voanews.com بفرستيد. توجهتان را به اين نکته جلب ميکنيم که سردبيران اين سايت حق همه گونه اصلاح و کم و زياد کردن مطالب وارده را برای خود محفوظ نگاه ميدارند و اين برای غنای صفحه سينمای مستقل امر شايسته ايست.
تهيه و تنظيم مطالب و مقالات اين صفحات از مسعود عالمی است، مگر آنجا که غير از اين ذکر شده باشد.