 |
| توماس گوتيرز آليا، فيلمساز معروف کوبايی (۱۹۹۶-۱۹۲۸) |
سينمای آمريکای لاتين از دهه ۱۹۶۰ که نهضت «سينمای نو» در برزيل، و سينمای پيچيده و متفکرانه بعد از انقلاب کوبا را بخود ديد پا به عرصه بين المللی گذاشت و در محافل سينمايی جهان به عنوان يک نيروی تازه نفس و پرحرارت، و مطرح کننده ايده ها و افکار منحصربفرد مطرح شد. فيلمهای مستند سياسی بزرگی چون «نبرد شيلی» و «ساعت کوره ها» باعث شد که سينمای آمريکای لاتين از رخوت طولانی بدرآمده و به يکی از غنی ترين و پرانرژی ترين سينماهای جهان سوم تبديل گردد.
مشکل بتوان محصولات چنين فرهنگ متجانس و پرکاری را بطور خلاصه جمع بندی نمود، اما اغلب فيلم های اخير آمريکای لاتين از ويژگی هايی برخوردارند که آنها را از سينمای ديگر کشورهای جهان سوم مجزا می کند. ويژگی هايی مثل قبول تجانس در فرم، تمايل و رغبت به سمت تداخل درام با مستند سازی، درهم آميختن مدرنيسم و فولکلور محلی، مخلوط کردن مسايل سياسی با تمثيلات و آناليز اجتماعی؛ اينها مجموعا همه آن عواملی است که سينمای آمريکای لاتين را برجسته نموده و به آن ويژگی منحصر بفرد می بخشد.
 |
| کارلوس ديه گاس، فيلمساز برجسته برزيلی |
اين مشموليت سرزنده و پرماجرا باعث می شود که نتوان به راحتی سينمای آمريکای لاتين را در قالب های از پيش ريخته گنجاند و در کاتگوری ها و ژانرهای از پيش ساخته بر اساس الگوی اروپا و آمريکا جای داد. اما همين بازبودن و قبول تجانس در فرم و محتوی در چهار دهه اخير باعث پيوند خوردن انواع ژانرها و پيدا شدن فرم های بديعی شده که بدون ترديد اين سينما را به درجه بالايی از ژرفای فرهنگی رسانيده و به آن ابعاد حماسی و بسيار پهناوری بخشيده بطوريکه آنرا شايسته لقب سينمای «چند فرهنگی» ميکند.
سينمای آمريکای لاتين، که بسيار تحت تاثير ادبيات غنی اين قاره بزرگ قرار دارد، براستی سينمای شگرف و چند بعدی است بطوريکه سينمای آمريکا و اروپا در مقايسه با آن فرمولی، قابل پيش بينی و تکراری به نظر جلوه ميکند. با چند نمونه ای که در اينجا می آوريم اميد داريم که نشانگر نکات مطرح شده در اين بحث باشند.